ریشه تمامی نگرانی های ما از باور کمبود برمیخیزد. وقتی باور به اینکه از همه چیز در زندگی به مقدار محدود وجود دارد را در ذهن خود پرورش می دهیم. آنگاه نگرانی ها، ترس ها، غم ها و ناسپاسی ها به ذهنمان هجوم می آورد. همین باور منفی کافیست تا قدرت تصمیم گیری در جهت اهداف را از ما بگیرد.
جهانی که خالقی بخشنده دارد چگونه میتواند در مجموعه ای از محدودیتها اداره میشود؟ ما باور کرده ایم که انسانهای خوب کم هستند و هرروز با انسانهای بد بیشتری روبرو می شویم. ما باور کرده ایم که پول کم است و پول درآوردن به سختی صورت میگیرد. هرروز با کمبود پول بیشتری روبرو میشویم.


ما باور کردیم که وقت کم است، شغل مناسب کم است، آرامش کم است، مهر و محبت کم است. نتیجه تمام این باورهای محدود کننده وارد شدن به مداری است که دقیقا همین باورها را تجربه میکنیم.

بشکنیم این باورهای پوچ و بی اساسی که ریشه گذشته ما دارد


باورهایی که ریشه در تکرارهایی دارد که جامعه، والدین، معلمان، اخبار و رسانه ها به ذهن ما داده اند. باور کنیم که فراوانی در همه چیز موج میزند. وقتی باور کنیم فراوانی را می بینیم. وقتی باور کنیم شغلهای عالی زیادی به ما پیشنهاد میشود و تنها وقتی باور کنیم راه های فراوانی باز میشود.
آنگاه ما وارد مدارهای فراوانی میشویم، وقتی باور کنیم پول و ثروت به شکل یک ایده پولساز، به شکل مشتریان عالی، به شکل یک پیشنهاد سرمایه گذاری و هزاران راهی که به ذهنمان نمی رسد به سمتمان می آید. وقتی باور کنیم دختر و پسر مناسب برای ازدواج بینهایت است آنوقت با خواسته مان روبرو میشویم.
اما مشکل اینجاست که ما میخواهیم اول ببینیم و بعد باور کنیم. این با سیستم جهان هستی در تضاد است. بایستی ابتدا باور کنیم و سپس آنرا به زندگیمان وارد نماییم چگونه؟ باور کنیم که چقدر فراوانی در جهان وجود دارد و هرروز در حال فزونی است.
خداوندی که سرشار از آگاهی و دانایی است نمی تواند در جهانی که خلق کرده کمبود گذاشته باشد. از همه چیز برای انسان فراوان خلق شده و محدودیت در ذهن ماست.
به قلم نسرین آگنج

× چگونه می‌توانم به شما کمک کنم؟